به هر حال عملیات تولید شهروند فلسطینی جدید با حمایت 161 میلیون دلاری ایالات متحده آمریکا و مدیریت ژنرال دایتون رو به پیشرفت است. همچنین برخی گروههای اطلاعاتی و امنیتی از کشورهایی همچون کانادا، ترکیه و امارات نیز در این پروژه مشارکت دارند. اردن نیز برخی قرارگاههای نظامی خود را برای پروژه تولید نظامی فلسطینی جدید در اختیار دایتون گذاشته است. کشورهای اروپایی نیز در برخی اظهارنظرها از انجام این حرکت حمایت کردهاند. دایتون در پایان سخنرانی خود اینگونه اظهار کرد که «امروز اسراییل برای بازگشت به توان بالای نظامی و امنیتی خود، چشم امید به پروژه شهروند فلسطینی جدید دارد و آن را تضمینی برای صلح منطقه میداند.
اگر به جزئیات عملیات فلسطینی جدید دقت کنیم، کارهایی همچون تغییر نام شهرها به زبان عبری یا محو کردن تاریخ مقاومت و دوران نکبت در کتب درسی کرانه باختری را مشاهده میکنیم که ما را به یاد سناریوی نابودی حافظه تاریخی سرخپوستان در حدود 250 سال پیش میاندازد. آنچه امروز در فلسطین رخ میدهد نسخه کپیبرداری شدهای است از آنچه توسط مهاجران پروتسان انگلیس در سرزمینهای قاره آمریکا صورت گرفت.
بررسی تجربه «پروژه تولید سرخپوست جدید» را پژوهشگر سوری «منیر العکش» مؤسس مجله انگلیسی زبان «جسور» در آمریکا در چند سال پژوهش در دو کتاب عرضه کرده است. او استاد علوم انسانی دانشگاه سفک در بوستن است. دو کتاب او در سال 2002 توسط مرکز نشر ریاض الریس در بیروت چاپ شد. کتاب اول در مورد کشتار دسته جمعی سرخپوستان با عنوان «حق قتل عام برای آمریکا و کشتار دسته جمعی» است و کتاب دوم که بیشتر به موضوع بحث ما و تحول روانی و فکری میپردازد با عنوان «آمریکا و قتل عام فرهنگی» منتشر شد. موضوع کتاب دوم سرنگونی هویت و اندیشه سرخپوستی است که در نتیجه آن سرخپوستان دیگر سرخپوست نیستند و تنها میخواهند یک شهروند آمریکایی متجدد نامیده شوند. به گفته منیر العکش این یک جنگ فرهنگی است و محصول آن انسانی تازه متولد شده است که سرچشمههای هویتی و تاریخی خود را به خاطر نمیآورد و تنها میخواهد با سرعت تمام به سوی آیندهای ناشناخته و غیر بومی فرار کند. از نکات مهمی که این نویسنده سوریالاصل مقیم آمریکا به آن اشاره میکند، جریان پروتستانیزمی است که در ابتدای قرن 17 برای ورود به جهانی نو شکل گرفت و نام آن را «اسراییل» گذاشتند. رهبران این حرکت، خود را «یهود روح» (در زبان عبری به دانش آموختگان و در عهد عتیق به مرجع و مرشد گفته میشود) مینامیدند. آنان آغاز حرکت به جهان جدید را هجرت میدانستند. البته هجرت در نگاه آنان هجرت روح و روان و اندیشه از جهان بسته و محدود قدیم به جهان لایتناهی و شگفتانگیز جدید بود. اما در حرکتی نمادین برای اهتمام به مقوله هجرت از سرزمینهای مصر به سرزمین کنعان در فلسطین حرکت کردند و توجیه آنان نیز برای چرایی انتخاب کنعان این بود که آنجا «سرزمین برگزیده خداوند» است و اسراییل اندیشهای است که باید به مشیت الهی در سرزمین کنعان قدیم (فلسطین) به فعلیت برسد. آنان چون خود را نیز مردمانی برگزیده میدانستند با این رویکرد به معامله زمین، فریب، غصب، اشغال، کشتارهای مخفیانه و در نهایت قتل عام دسته جمعی مردمان کنعان پرداختند. این مردمان خودبرتربین زیاد در کنعان دوام نیاوردند.
چند سال پس از این واقعه جریانی کاملاً مشابه با همان روحیه قتل عام توسط مهاجرین انگلیسی در قاره آمریکا تکرار شد. آنان نیز سرخپوستان را میکشتند و زمینهای آنان را با فریب و زور غصب میکردند. آن روز انگلیسیها از هجرت عبرانیها از مصر به کنعان الهام گرفتند و امروز با چرخش روزگار، این بار عبرانیهای صهیونیست از حرکت انگلیس در مقابله با سرخپوستان تجربهآموزی میکنند. از شهرکسازی تا اشغال زمین، از مبادله ملت با ملت تا مبادله فرهنگ؛ با فرهنگ در این تبادل آخر، انگلیس به دنبال تولید یک سرخپوست جدید بود که امروز به نام پروژه تولید فلسطینی جدید، استنساخ شده است. هدف یکی است، حال در جزئیات و ابزارها جای مناقشه نیست.
منیر العکش در کتاب «آمریکا و قتل عام فرهنگی» به خاطرهای اشاره میکند که روزی متوجه میشود در میان شاگردان کلاس او یک دختر سرخپوست به نام «سنگ سوک» حاضر شده است. نویسنده میگوید: «از این خبر بسیار خوشحال شدم و چند بار نام او را در کلاس صدا زدم اما کسی جواب نداد. در پایان کلاس دخترکی با اضطراب کنارم آمد و آهسته گفت که از این به بعد او را «جنیفر» صدا کنم، چرا که دوست ندارد کسی از اصالت او باخبر شود.» به عقیده نویسنده این دخترک از اصالت خود تنفر دارد و این احساس ناشی از همان پروژه سالهای پیش انگلیس برای تولید سرخ پوست جدید است که میخواستند افرادی تربیت کنند که از اصالت خود گریزان باشند و به هویت جدید خود افتخار کنند. امروز پس ازگذشت 250 سال بذر اندیشه آنان به محصول رسیده است.
منیر العکش معتقد است که امروزه سرخپوستان بسیاری نام اصلی خود را دوست ندارند. به گفته او «در این همهسوزی هویت سرخپوستی، تفکر آمریکایی تن و روان سرخپوستان را به گونهای مسخ کرد که فرهنگی مرکب از انسان و ماده به آنان بخشید که هیچ رنگ و بویی از ارزشهای سرخپوستی در آن دیده نمیشد. در این همه سوزی تحول برنامههای آموزشی و کتب درسی در اولویت بود...